بخوانید؛ با قلم محمدعلی برزگری؛
از بحران تا فرصت؛ بازآرایی حکمرانی آموزش مهارتی در ایران
هر سازمانی متناسب با شرایط محیطی، مأموریتها، منابع و تحولات پیرامونی خود، با مسائل و چالشهای متفاوتی مواجه است و طبیعتاً برای هر مسئله نیز نمیتوان یک راهحل واحد و از پیشتعیینشده ارائه کرد. هنر حکمرانی و مدیریت از جایی آغاز میشود که بتوانیم مسئله واقعی را درست تشخیص دهیم و برای آن راهحل متناسب طراحی کنیم.
۲. امروز سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور، بهعنوان یکی از اصلیترین نهادهای آموزش غیررسمی و مهارتی کشور، در حوزههای نوسازی زیرساختها، تأمین و بازتولید منابع انسانی و تأمین منابع مالی با چالشهای جدی مواجه است.
۳.شدت این چالشها در برخی مراکز به اندازهای است که حتی در انجام وظایف عادی و روزمره سازمان نیز اختلال ایجاد کرده است. از سوی دیگر، با توجه به آهنگ بالای بازنشستگی منابع انسانی سازمان در سالهای پیشرو، اگر برای جانشینی و بازتولید نیروی انسانی چارهاندیشی نشود، این مسئله میتواند در دو سال آینده از یک چالش مدیریتی به یک بحران سازمانی تبدیل شود.
۴.اما در کنار این تهدید، یک فرصت مهم نیز پیش روی سازمان قرار دارد.سیاست افزایش سهم آموزشهای فنی و حرفهای در آموزش و پرورش و حرکت به سمت پوشش ۵۰ درصدی دانشآموزان دوره متوسطه در هنرستانها، اگرچه خود نیازمند توسعه گسترده زیرساخت، تجهیزات و نیروی انسانی است، اما میتواند فرصتی برای بازآرایی رابطه میان آموزش و پرورش و سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور باشد.
۵.در همین چارچوب، ایده ایجاد هنرستانهای وابسته به مراکز آموزش فنی و حرفهای را نباید صرفاً به معنای ایجاد چند هنرستان جدید تلقی کرد؛ بلکه باید آن را بخشی از یک سیاست بزرگتر برای استفاده مشترک و هوشمندانه از ظرفیتهای موجود دو دستگاه دانست.
""""از ظرفیتهای بلااستفاده تا ظرفیتهای مولد"""""
۶. در بسیاری از موارد، یک دارایی یا زیرساخت زمانی که در چارچوب مأموریت فعلی سازمان تعریف میشود، ممکن است به یک هزینه و حتی معضل تبدیل شود؛ اما همان دارایی، اگر در یک مدل حکمرانی جدید قرار گیرد، میتواند به یک ظرفیت مولد تبدیل شود.
۷.نمونه عملی آن را میتوان در تأسیس هنرستان فنی و حرفهای مهارت تبریز در ساختمان قدیمی ادارهکل آموزش فنی و حرفهای استان مشاهده کرد. ساختمانی که به دلیل قدمت، فرسودگی و هزینههای نگهداری میتوانست بهتدریج به یک مسئله برای سازمان تبدیل شود، با تغییر کاربری و ایجاد یک مدل همکاری میان دو دستگاه، به یک هنرستان با ظرفیت حدود ۶۰۰ دانشآموز در هفت رشته تبدیل شده است.
۸.این تجربه نشان میدهد که مسئله الزاماً همیشه «کمبود منابع» نیست؛ گاهی مسئله، نحوه تعریف و ترکیب منابع موجود است.در این تجربه، استفاده از منابع مشترک و تقسیم ظرفیتهای مورد نیاز میان دو دستگاه، از جمله تأمین دبیر، هنرآموز و مربی، امکان شکلگیری یک ظرفیت آموزشی جدید را فراهم کرده است؛ ظرفیتی که ایجاد آن با الگوی سنتی، مستلزم هزینههای بسیار بیشتری بود.از این منظر، هنرستان مهارت تبریز را میتوان نه صرفاً یک پروژه اجرایی، بلکه یک تجربه قابل مطالعه برای طراحی الگوی جدید همکاری نهادی میان آموزش و پرورش و سازمان آموزش فنی و حرفهای دانست.
"""""فراتر از استفاده از ساختمان؛ تولد هنرستانهای جدید""""
۹.البته ارزش واقعی این ایده فقط در استفاده از ساختمانها و کارگاههای موجود نیست. سازمان آموزش فنی و حرفهای طی دههها فعالیت، دانش و تجربه گستردهای در زمینه آموزش غیررسمی، آموزشهای شغلی، طراحی استانداردهای مهارتی، آموزش عملی و ارتباط با بازار کار انباشته کرده است.این دانش میتواند منشأ تولد نسل جدیدی از هنرستانهای مدرن با رویکرد شغلی، مهارتمحور، انعطافپذیر و حتی با قالبهای آموزشی متفاوت و دورههای کوتاهتر شود. به بیان دیگر، هدف نباید صرفاً انتقال الگوی موجود آموزش فنی و حرفهای به هنرستانها باشد؛ بلکه باید از دانش و تجربه آموزش غیررسمی سازمان برای بازطراحی الگوی آموزش متوسطه مهارتی استفاده کرد.
۱۰. هنرستان آینده میتواند بیش از آنکه مدرسهای صرفاً مبتنی بر برنامه درسی ثابت باشد، به یک محیط یادگیری شغلی و حرفهای تبدیل شود؛ محیطی که در آن آموزش، کارگاه، فناوری، بازار کار و نیاز واقعی اقتصاد منطقه به یکدیگر پیوند میخورند. در چنین نگاهی، سازمان آموزش فنی و حرفهای فقط تأمینکننده فضا یا تجهیزات هنرستان نیست؛ بلکه میتواند به طراح و تولیدکننده الگوهای نوین آموزش مهارتی تبدیل شود.
""یک راهحل برای چند مسئله"""
۱۱. ایجاد هنرستانهای وابسته میتواند همزمان بخشی از چند مسئله موجود را هدف قرار دهد:
- استفاده مؤثرتر از ظرفیتهای فیزیکی و کارگاهی موجود و بعضاً کماستفاده سازمان؛- جلوگیری از تبدیل ساختمانها و زیرساختهای فرسوده به هزینه و مسئله؛- کمک به نوسازی و تجهیز زیرساختهای آموزشی و کارگاهی؛- استفاده از ظرفیت منابع انسانی آموزش و پرورش، بهویژه دبیران و هنرآموزان؛- استفاده از مربیان سازمان آموزش فنی و حرفهای در فرایند آموزش مهارتی؛- کاهش هزینه ایجاد زیرساختهای جدید برای توسعه هنرستانها؛- تقویت پیوند میان آموزش رسمی و آموزش غیررسمی؛- استفاده از دانش و تجربه سازمان در طراحی الگوهای جدید آموزش شغلی؛- افزایش دسترسی دانشآموزان به آموزشهای مهارتی؛- و کمک به تحقق عدالت آموزشی، بهویژه در مناطقی که ایجاد زیرساخت جدید دشوار و پرهزینه است.حلقه مکمل:""" مدیریت هیأتامنایی""""
در کنار ایجاد هنرستانهای وابسته، تغییر الگوی مدیریت مراکز آموزش فنی و حرفهای و حرکت به سمت مدیریت هیأتامنایی نیز میتواند یکی دیگر از حلقههای مهم اصلاح حکمرانی سازمان باشد.
ساختار متمرکز و اداری موجود، در شرایطی که سازمان با محدودیت منابع، تغییرات سریع فناوری، تفاوت نیازهای مناطق و ضرورت واکنش سریع به بازار کار مواجه است، الزاماً نمیتواند پاسخگوی همه نیازها باشد.مدیریت هیأتامنایی میتواند با ایجاد انعطاف بیشتر در مدیریت منابع، جلب مشارکت بخش خصوصی و ذینفعان محلی، استفاده از ظرفیت مسئولیت اجتماعی بنگاهها و ایجاد پیوند نزدیکتر با اقتصاد و بازار کار منطقه، بخشی از این محدودیتها را کاهش دهد.از این منظر، هنرستانهای وابسته و مدیریت هیأتامنایی دو طرح منفک از یکدیگر نیستند؛ بلکه میتوانند دو جزء از یک منظومه جدید حکمرانی مهارت باشند.
مسئله امروز،""" فقط کمبود منابع نیست!!"""مسئله امروز سازمان آموزش فنی و حرفهای صرفاً کمبود اعتبار، تجهیزات یا نیروی انسانی نیست؛ مسئله عمیقتر، لزوم بازاندیشی در شیوه حکمرانی آموزش مهارتی کشور است.اگر سازمان بخواهد با همان الگوی گذشته به مسائل جدید پاسخ دهد، احتمالاً شکاف میان مأموریتهای سازمان و ظرفیت واقعی آن افزایش خواهد یافت.
اما اگر بتواند از ظرفیتهای آموزش و پرورش، بخش خصوصی، جامعه محلی، بازار کار و داراییهای موجود خود به شیوهای جدید استفاده کند، همین شرایط دشوار میتواند به نقطه آغاز یک تحول نهادی تبدیل شود.در واقع، بحران پیشرو الزاماً فقط یک تهدید نیست؛ میتواند محرک تغییر باشد.
هنرستانهای وابسته، مدیریت هیأتامنایی، مشارکت بخش خصوصی و بازتعریف رابطه آموزش رسمی و غیررسمی، هرکدام بخشی از این پازل هستند. آنچه اهمیت دارد، دیدن این اجزا در قالب یک نقشه واحد برای بازآرایی حکمرانی مهارت در کشور است.
--- تجربه هنرستان مهارت تبریز نیز نشان داده است که این ایده صرفاً یک پیشنهاد نظری نیست؛ میتوان از یک ساختمان فرسوده و پرهزینه، با ترکیب هوشمندانه منابع دو دستگاه، یک ظرفیت آموزشی جدید برای ۶۰۰ دانشآموز ایجاد کرد.
بنابراین شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که به جای پرسیدن اینکه «چه منابع جدیدی نداریم؟»، سؤال متفاوتی مطرح کنیم:❓چگونه میتوانیم منابع موجود را به شیوهای متفاوت ترکیب کنیم تا ظرفیتهای جدید خلق شوند؟
⚛ پاسخ به همین پرسش میتواند نقطه آغاز گذار از مدیریت منابع موجود به حکمرانی ظرفیتها و از آموزش مهارتی سنتی به نسل جدید آموزش شغلی و مهارتمحور باشد.

نظر دهید